باید بلد باشی - تاریخ: 1403/1/31 ساعت: 15:52
با اینهمه باید ... یکبار یک تشنگی بلد بوده باشی یکبار یک سراب ساخته باشی وسط دریا .
دور از خودم - تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 12:40
جایی دور تر از خودم ایستاده ام به تماشای کسی که به جای من زندگی میکند چه بی رحمانه تنهاست ! و چه نا باورانه قوی....
مین خاطرات - تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 12:40
امشب در گوشه ای از این دنیا یک نفر ، بخاطر پا گذاشتن بر " مینِ خاطرات " جان میدهد !
تنهایی - تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 14:33
دل بسته ایم به هیچ ها به آدم های پوچ و تو خالی که در یک لحظه عشق را میخرند چند دقیقه بعد به کسی دیگه میفروشند !شاید بهتر باشد عشق و علاقه مان را بگذاریم دم کوزه  و حسرتش را بخوریم ...!تنهایی من دوباره برگشتم باز کن آغوش ارامت را....! Adblock test (Why?)
تکیه گاه - تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 14:33
آدم است دیگرگاهی خیلی تنها می شودو وقتی زخم روی زخمش میگذارند در به در دنبال مرهمی میگردد تا تهش را قرص کند به بودن کسی کهتا ته عمر بتواند به قول هایشبه شانه هایشو به بودنش تکیه کند... Adblock test (Why?)
حسرت - تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 14:33
آخرش... همین بغض های توی گلو حسرتی میشود که هر جای این کره زمین بروم تا ابد داغش روی دلم خواهد ماند
خورشید بی غروب - تاریخ: 1401/4/21 ساعت: 20:27
نیستی و نمیدانی شب هایم روزها طول میکشد...
دم صبح - تاریخ: 1401/4/21 ساعت: 20:27
هوای نم نمی دارد دمِ صبح چه حسّ مُبهمی دارد دمِ صبح برای مردِ شب بیدار و تنها طلوعش هم غمی دارد دمِ صبح
جهانی با جمعیت یک نفر - تاریخ: 1401/4/21 ساعت: 20:27
نشستن در سکوتنگاه کردن به خیابان خلوت، بی انتظار برای کسی که از راه برسد و تنهایی را دار بزندزیستن در جهانی با جمعیت یک نفررخ دادن یک هیچ طولانیرقص درد در تنصبر کردن برای تمام شدن شب بی هیچ ایمانی به عشق یک دقیقه سکوت برای حرفهای که شنیدی ولی شهامت نداشتی باور کنیکم کم سکوت مثل برف روی سرت می نشیند ...
نترس - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 23:04
بیا نترس تو را در پستوی خیالم پشت آشفتگی هایم پنهان کرده ام برای روز مبادا برای روزی که تو رفته ای و این دل باورش نمیکند هی در انتظارت تا میخورد هی میچروکد در خود... هی میمیرد ... هی میمیرد... هی خیال میکند آمدنت را و باز هی میمیرد...
پنهان - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 23:04
آتشی در سینه دارم پنهان، پنهان می سوزاند....!
بخشیدم - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 23:04
من همه ی اونای رو که به من بدی کردند بخشیدم رو سیاهیش هم بمونه برای خلوت خودشون
چشمهای خیره - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 23:04
به گفتن که نیست. همیشه چشم آدم همه ی نا گفته ها رو داد میزنهفقط کافیه چند ثانیه بیشتر بهشون خیره شیاگه کسی حرفت رو از توی چشمت نتونه بخونه به زبون هم بیاری متوجه نمیشهبعضی حرفا رو نباید گفتبعضی حرفا رو باید سیر تماشا کردچشمهای ادم دروغ نمیگن
تنها - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 23:04
تنها در میان مردم به دنبال خودم بودم شهر خالی از من بود حتی یک من نبود تنها بودم تنها...!
دلتنگی - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 23:04
دلتنگی پنجشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۹ | ۱:۴۹ ق.ظ | امید - به سوادی تو مشغولم
آفتاب یخ زده - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 23:04
اون بیرون آفتاب داغه اما تو دل من برف میاد. دلم سرده، یخ زده یه چیزی یادم رفته...
ساز دهنی - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 23:04
از ساز دهنم خاکستز انتظار ، میریزد ثانیه سال چه توفیری دارید من برای کسی مینوازم که هرگز به رقص بر نخواهد خواست
بهار میآید - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 23:04
روزگار همیشه بر یک قرار نمی ماند روز و شب دارد تاریکی دارد روشنی دارد بالا و پایین دارد کم دارد بیش دارد چیزی از زمستان باقی نمانده زمستان تمام میشود و بهار می آید بهار می آید بهار میآید.....!
مرداب - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 23:04
مثل آن مرداب غمگینی که نیلوفر نداشت حال من بد بود اما کسی باور نداشت
هوای غم دار - تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 7:34
هوای نم نمی دارد دمِ صبحچه حسّ مُبهمی دارد دمِ صبحبرای مردِ شب بیدار و تنهاطلوعش هم غمی دارد دمِ صبح