خرید بک لینک

با اینهمه باید ... یکبار یک تشنگی بلد بوده باشی یکبار یک سراب ساخته باشی وسط دریا .

برچسب: نویسنده: روژان زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 31 فروردين 1403 ساعت: 15:52

جایی دور تر از خودم ایستاده ام به تماشای کسی که به جای من زندگی میکند چه بی رحمانه تنهاست ! و چه نا باورانه قوی....

برچسب: نویسنده: روژان زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 12:40

امشب در گوشه ای از این دنیا یک نفر ، بخاطر پا گذاشتن بر " مینِ خاطرات " جان میدهد !

برچسب: نویسنده: روژان زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 12:40

دل بسته ایم به هیچ ها 

به آدم های پوچ و تو خالی 

که در یک لحظه عشق را میخرند 

چند دقیقه بعد به کسی دیگه میفروشند !

شاید بهتر باشد عشق و علاقه مان را بگذاریم دم کوزه  

و حسرتش را بخوریم ...!

تنهایی من دوباره برگشتم 

باز کن آغوش ارامت را....!

برچسب: نویسنده: روژان زارعی‌نیا تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 14:33

آدم است دیگر

گاهی خیلی تنها می شود

و وقتی زخم روی زخمش میگذارند در به در دنبال مرهمی میگردد 

تا تهش را قرص کند به بودن کسی که

تا ته عمر بتواند به قول هایش

به شانه هایش

و به بودنش تکیه کند...

برچسب: نویسنده: روژان زارعی‌نیا تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 14:33

آخرش... همین بغض های توی گلو حسرتی میشود که هر جای این کره زمین بروم تا ابد داغش روی دلم خواهد ماند

برچسب: نویسنده: روژان زارعی‌نیا تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 14:33

نیستی و نمیدانی شب هایم روزها طول میکشد...

برچسب: نویسنده: روژان زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 21 تير 1401 ساعت: 20:27

هوای نم نمی دارد دمِ صبح چه حسّ مُبهمی دارد دمِ صبح برای مردِ شب بیدار و تنها طلوعش هم غمی دارد دمِ صبح

برچسب: نویسنده: روژان زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 21 تير 1401 ساعت: 20:27

نشستن در سکوتنگاه کردن به خیابان خلوت، بی انتظار برای کسی که از راه برسد و تنهایی را دار بزندزیستن در جهانی با جمعیت یک نفررخ دادن یک هیچ طولانیرقص درد در تنصبر کردن برای تمام شدن شب بی هیچ ایمانی به عشق یک دقیقه سکوت برای حرفهای که شنیدی ولی شهامت نداشتی باور کنیکم کم سکوت مثل برف روی سرت می نشیند و شب مثل قیر داغ روی ثانیه هایت میچکدقبل از بیهوش شدن با خود فکر میکنی، اگر گمشده ها برگردند پاییز میرود؟گمشده داشتن چه حال مزخرفی استاز آن بد تر گمشده بودنگمشده ای که هیچ کس دنبالش نمیگردددر انتهای تاریک ذهنت درخت بی برگ و بار پیری گریه میکند ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: روژان زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 21 تير 1401 ساعت: 20:27

بیا

نترس

تو را در پستوی خیالم

پشت آشفتگی هایم

پنهان کرده ام

برای روز مبادا

برای روزی که تو رفته ای و

این دل باورش نمیکند

هی در انتظارت تا میخورد

هی میچروکد در خود...

هی میمیرد ...

هی میمیرد...

هی خیال میکند آمدنت را

و باز هی میمیرد...

برچسب: نویسنده: روژان زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 23:04

آتشی در سینه دارم پنهان، پنهان می سوزاند....!

برچسب: نویسنده: روژان زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 23:04

من همه ی اونای رو که به من بدی کردند بخشیدم رو سیاهیش هم بمونه برای خلوت خودشون

برچسب: نویسنده: روژان زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 23:04

به گفتن که نیست. همیشه چشم آدم همه ی نا گفته ها رو داد میزنه
فقط کافیه چند ثانیه بیشتر بهشون خیره شی
اگه کسی حرفت رو از توی چشمت نتونه بخونه به زبون هم بیاری متوجه نمیشه
بعضی حرفا رو نباید گفت
بعضی حرفا رو باید سیر تماشا کرد
چشمهای ادم دروغ نمیگن

برچسب: نویسنده: روژان زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 23:04

تنها در میان مردم به دنبال خودم بودم شهر خالی از من بود حتی یک من نبود تنها بودم تنها...!

برچسب: نویسنده: روژان زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 23:04

دلتنگی

پنجشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۹ | ۱:۴۹ ق.ظ | امید -

به سوادی تو مشغولم

برچسب: نویسنده: روژان زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 23:04

صفحه بندی